أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
39
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
خلفاء بنى عباس نخوردند و آنان را پشتيبان مقام خلافت سازد و مورد اعتماد گرداند و اين نژاد تازه وارد تركها بودند و ميل معتصم بدانها شايد بر اثر شير مادرش بوده . مسعودى در ص 53 ج 4 مروج نامبرده خود گويد : معتصم پيوسته دوست ميداشت تركها را گرد خود جمع كند و غلامان ترك را از آقاهاشان بخرد و شمار چهار هزار گرد او فراهم شدند كه معتصم پرست بار آمدند و او هم جامهها از هر نوع ديبا بتن آنها ميكرد و با كمربندهاى زرين و زيور زر آنان را از ديگر قشونش ممتاز مىساخت تا گارد مخصوص او باشند و قشونى هم بنام مغاربه از مصر و يمن و قيس پرورش داد و قشونى هم بنام فراغنه از اسروشيه و ديگران ، ولى تركها كه غلامان خاصهء او بودند مردم را آزار ميكردند و اسب در بازار مىتاختند و ناتوانان و كودكان را زير ميگرفتند و بسا كه مردم بغداد هم بدانها يورش ميبردند و از آنها ميكشتند و معتصم خواست آنها را بسرزمين پهناورى دور از بغداد جابجا كند . پايان و پس از بررسى چندى سرزمين سامرا را پسنديد و در آنجا پايگاه و جايگاهى بنياد كرد و بروايتى پس از فتح عموريه در سال 223 تا 16 هزار غلام ترك فراهم كرد و در سامرا جاى داد و بشمار آنان كنيزان ترك خريد و بدانها واگذارد و 32 هزار ترك در سامرا ، غلامان و كنيزان خاصه او شدند و خرده خرده بر دربار خلافت مسلط شدند و به همين مناسبت امام دهم و يازدهم شيعيان را هم در آنجا منزل داد و در حقيقت ميان تركستان و جدا از محيط مسلمانان تا آسوده خاطر باشد و سردارانى هم از ايرانىها در خلافت او بودند ولى در ميدانهاى جنگ دور دست مانند افشين و قارن كه به زودى مورد اتهام قرار گرفتند و بوسيلهء عبد اللَّه بن طاهر دستگير و كشته شدند و دوران معتصم و واثق هم مانند دوران مأمون نفوذ معتزله بر جا بود و بحث از فنون حكمت رواج داشت . مسعودى در ص 77 ج 4 مروج نامبرده گويد : واثق باللَّه دوستدار انديشهء بود و انديشمندان و حكماء را محترم ميشمرد